تبلیغات متنی در لاین بلاگ پایان نامه کارشناسی ارشد چرخ سفالگری کودکان خرید بازدید
بستن تبلیغات [X]
بهمن مزدا
بهمن مزدا
مردی که 96درصد بدنش مو دارد!

مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

مردی که 96درصد بدنش مو دارد!


مرد 32 ساله‌ای که بیش از 96درصد بدنش پوشیده از موی سیاه رنگ است، به زودی در مورد عمل جراحی پلاستیک که برای آن برنامه‌ریزی کرده سخن خواهد گفت.

آقای یو ژنگوان که به مرد میمونی شهرت دارد زمانی که پیشنهاد بازی در یک فیلم را دریافت کرد از این‌که توانسته با وجود ظاهر غیرمعمول خود شغلی خوب ‌دست و پا کند خوشحال بود. اما چند هفته بعد کارگردان این فیلم اعلام کرد که وی برای نقش مناسب نیست و قراردادش را با وی به هم زد تا او تنها نقطه امیدش را هم از دست بدهد.

از همان زمان این مرد ده‌ها ساعت وقت از پزشکان جراح پلاستیک گرفته تا هرچه زودتر موهای زائد را از بدنش دور کنند تا شاید شانس بیشتری برای نقش‌های تلویزیونی به دست آورد.

رئیس تیم پزشکی وی اعلام کرده که او به دست کم 10 جلسه عمل نیاز دارد تا موهای بدنش را از بین ببرد و سپس باید عمل جراحی زیبایی را روی بینی و لب‌هایش انجام دهد تا کمی به شکل انسان‌های عادی درآید. وی قصد دارد جزئیات این عمل‌ها را به زودی اعلام کند.




مردی که 96درصد بدنش مو دارد!




مردی که 96درصد بدنش مو دارد!



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 99 ،
روش جالب جنیفر لوپز برای دور نبودن از فرزندانش

مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

روش جالب جنیفر لوپز برای دور نبودن از فرزندانش


جنیفرلوپز با کودکانش از طریق وب کم ارتباط برقرار می‌کند.
این بازیگر و خواننده محبوب هالیوودی که اذعان می‌کند نمیتواند دوری از خانواده‌اش را تحمل کند، برای اینکه همیشه با کودکانش در ارتباط باشد، به اقدام عجیب و قابل تاملی روی آورده است.


او از طریق تکنولوژی روز -وب کم- با کودکانش صحبت می‌کند و تمام طول روز کودکانش را تحت نظر دارد.


وی در این باره می‌گوید راستش برای کودک 18 ماهه‌ام عجیب است که به ببیند مادرش از مانیتور با او صحبت می‌کند. اما به هرحال باید عادت کند.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 102 ،
شعرهای عاشقانه جدید



خودمم باور نمی کنم


این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت


توی این خونه هنوزم یه نفر .. نمیخواد باور کنه نداردت


نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم


زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم


به هوای روز برگشتن تو .. سر هر راهی نشونه میکشه


با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه


من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم


با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم


توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه


من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه


تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت


خودمم باور نمی کنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت


نوشته شده در چهارشنبه 9 مهر ??9?ساعت ?:?0 ‎ق.ظ توسط محمود جرابی نظرات (2) |




شاید ندانی از تو دل کندن به سختی می شود





دلتنگ دیدارت شدم از خاطره چیزی بگو
در خاطرم رویای محسوس منی دل رابجو

چندی تو دوری می کنی چیزی بگو می دانمت

بنگر که محتاجم تو را ای رهگذر می خانمت

دایم صبوری می کنم تا کی توهستی رفتنی
حالا بگو بی من کجا ؟ داری تو هی لج می کنی؟

گاهی شبیهم می شوی طوری صبوری ساکتی
گاهی برایم می نویسی یکی دو ساعتی

فصلی که می سازد برایم از دو چشمت خاطره
راهی برایم می شکافد از دو بال پنجره

در را که می بندی دلی به انتظارت می تپد
شاید ندانی از تو دل کندن به سختی می شود


نوشته شده در شنبه 5 مهر ??9?ساعت ?2:4? ‎ق.ظ توسط محمود جرابی نظرات (0) |




کاش نمیدیدمت کاش



حرف دلم تقدیم به فا....
روزی که دیدمت آرام خندیدم
به خود گفتم:زندگی
زیبا بود...
آه...
... ولی افسوس او مرا هرگز ندید
حتی پرپر شدنم را در جلوی پاهانش
روزی که رفت من هم رفتم
او به دوام و من به فنا
کاش هرگز او را نمیدیدم کاش
روزی که دیدمش دنیا آبی بود
زیبا بود
مثل خواب
مثل برف
مثل باران
ولی رفتنی...
اما حال دنیا سیاه است
مثل کابوس
مثل سرما
مثل شب
ولی تا کی؟
کاش هرگز نمیدیدمت کاش

نوشته شده در یکشنبه ?4 اسفند ??90ساعت ?:29 ‎ق.ظ توسط محمود جرابی نظرات (41) |




ای نامت از دل و جان


ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

تو نسیم خوش نفسی ، من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی ، من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا ، من از تو مهجورم

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم ، چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود ، جهان همه بیگانه شود ، تویی که با مایی

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

نوشته شده در دوشنبه ?0 بهمن ??90ساعت 9:?6 ‎ق.ظ توسط محمود جرابی نظرات (12) |




عاشق ترین مرد روی زمین


وقتی من پیشت میشینم

عاشقترین مرد روی زمینم

اینو میدونی که من

بی تو میمیرم

آخه تمومه دنیامو تو اون

چشمای ناز تو میبینم

ولی باد اومدو هرچی که بود برد

اون روزای خوبمون چه زود مرد

حالا من بی تو تنهای تنهااااااام

ببین که چه خالیه دستاااام

تو ببیییییین

نیستی ببینی چقدر بیتو خرابه حالم

بدون تو انگاری داره خراب میشه سرم

تمومه عالم

نیستی ببینی چقدر بیتو خرابه حالم

بدون تو من واسه گریه کردن

100 بهوونه دااارم

نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ??90ساعت 2:04 ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (10) |




آرزو دارم عاشق شوی


من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

نوشته شده در سه‌شنبه ?? امرداد ??90ساعت 5:27 ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (8) |




هستی را باختیم


باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست


آخه جز گریه منو کاری نیست


یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا


آخه من غریبم ای خدا


کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم


از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم


کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم


هی پشت سر هم همش بد میاریم


ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم


به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

نوشته شده در جمعه 7 امرداد ??90ساعت 2:?? ‎ق.ظ توسط محمود جرابی نظرات (8) |




یکی بود یکی نبود


یکی بود یکی نبود..

هرکی بود غریبه بود...

از دلم خبر نداشت..

که تورو از دلم ربود..

هرکی بود هرچی که داشت..

قد من عاشق نبود..

واسه چشمای سیات..

بخدا لایق نبود..

گول نگاشو خوردم و..

دلم رو بستم به چشاش..

دیوونه بودم مثله شمع..

یه عمری آب شدم به پاش..

بعد یه عمر آزگار..

عشق منو گذاشت کنار..

رفت پی یه عشق دیگه..

اونم سپرد به روزگار..ا

ز اولش هیچکی نبود..

هیچکی به دادم نرسید..

قصه من به سر رسید..

دلم به عشقش نرسید

نوشته شده در سه‌شنبه 2? تیر ??90ساعت 4:?6 ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (11) |




امان


شب گریه های زار امانم نمی دهد

نفرین روزگار امانم نمی دهد



گفتم ز سوز دل بنویسم برای تو

چشمان اشکبار امانم نمی دهد



یکدم به چشم خسته من خواب ره نیافت

سودای انتظار امانم نمی دهد



هر صبح و شام زخم زبانها و طعنه ی

پنهان و آشکار امانم نمی دهد



دلتنگ پرسه های غروب خزان شدم

افسوس... این بهار امانم نمی دهد



صد بار توبه کردم و صد ره شکستمش

چون نفس نا بکار امانم نمی دهد



گفتم ز یاد می برمش بعد از این ، ولی

این قلب بی قرار امانم نمی دهد

نوشته شده در پنجشنبه ?2 خرداد ??90ساعت ?:?4 ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (9) |




دلم گرفته



ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته


از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته


یک سینه غرق مستی دارد هوای باران


از این خراب رسوا امشب دلم گرفته


امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن


شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته


خون دل شکسته بر دیدگان تشنه


باید شود هویدا امشب دلم گرفته


ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو


پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته


گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است


فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

نوشته شده در پنجشنبه 5 خرداد ??90ساعت ?:?? ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (8) |




می بخشمت بخاطر . . . .



می بخشمت بخاطر ترانه های صادقم


بخاطر سخاوت قلب همیشه عاشقم


می بخشمت بخاطرتویی که خیلی بدشدی


پیش توگریه کردمُ رفتی نموندی کم شدی


می بخشمت اگه نشد یه روزی مال من باشی


ولی بازم ازت میخوا م گاهی بیاد من باشی


می بخشمت اگه که من خوب میدونم دلت میخواست


چشمای تو رازی بودن ولی غرور تو نخواست


می بخشمت بخاطر چشمایی که منتظرن


خاطره هایی که نشد ازتوخیال من برن


می بخشمت بخاطر فاصله های دم به دم


بیادشعری که نشد یه خطِ شم برات بگم


رفتیُ کاری ازدل خسته ی من برنمی یاد


بایدباهاش کنار بیام خدا برام بد نمی خواد


بااین که با نبودنت غصه گذاشتی رو دلم



امابدون هرجا باشی دوست دارم خیلی زیاد

نوشته شده در سه‌شنبه 27 اردیبهشت ??90ساعت 6:?4 ‎ب.ظ توسط محمود جرابی نظرات (4) |




عاشق تو هستم



واقعا دوستت دارم


گرچه شاید گاهی

چنین به نظر نرسد


گاه شاید به نظررسد

که عاشق تو نیستم

گاه شاید به نظر رسد

که حتی دوستت هم ندارم

ولی درست در همین زمان هااست

که باید بیش از همیشه

مرا درک کنی

چون در همین زمان هاست

که بیش از همیشه عاشق تو هستم

ولی احساساتم جریحه دار شده است

با این که نمی خواهم

می بینم که نسبت به تو

سرد و بی تفاوتم

درست در همین زمان هاست که می بینم

بیان احساساتم برایم خیلی دشوار می شود

اغلب کرده تو ؛که احساسات مرا جریحه دار کرده است

بسیار کوچک است

ولی آن گاه که کسی را دوست داری

آن سان که من تو را دوست داری

هرکاهی ؛کوهی می شود

و پیش از هر چیزی این به ذهنم می رسد

که دوستم نداری

خواهش می کنم با من صبور باش

می خواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و می کوشم که این چنین حساس نباشم

ولی با این همه

فکر می کنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی

که همیشه

از همه راههای ممکن

عاشق تو هستم




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 113 ،
لقب جنجالی دلقک به بهنوش بختیاری (متن)

مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

لقب جنجالی دلقک به بهنوش بختیاری (متن)


جواب بهنوش بختیاری به کاربرانی که او را دلقک خطاب کردند ….


اخیراً بهنوش بختیاری در یک برنامه رادیویی گفت: «دوست دارم جامعه شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته‌ای سریع ذوق زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکرکنم، مثلا درباره اینکه بعد از (ترکمنچای) چه اتفاقی افتاد!»در واکنش به این صحبت، علی­ اصغر شفیعیان فعال رسانه ای با انتشار یادداشتی در فیس بوک که در یک روزنامه نیز منتشر شده است با حمله به بختیاری با تیتر محاوره­‌ای «واسه نونه، واسه نونه!» وی را «دلقک» خوانده است.بهنوش بختیاری در واکنش به این یادداشت با انتشار شعر زیر در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشته است:



لقب جنجالی دلقک به بهنوش بختیاری (متن)

من اولین آدمی نیستم که در معرض قضاوت های نادرست و بی اخلاقی های رسانه ای..سیاسی..انگ زدن های ناجوانمردانه قرار میگیرم آخریشم نیستم..توضیحی دارم برای کسانی که صحبت های منو در مورد توافق هسته ای نه با گوش خود شنیدن و نه جایی مکتوب دیدن..خبرنگاری که نمیدونم با چه رویی امروز را که روزش هست میگذرونه..(هرچند که وجدان کیلویی چند وقتی پای فروش روزنامس..آبروی مثقال مثقال جمع شده آدم ها چه ارزشی داره..انگ بزن وبفروش.) درموردم نوشت که من توافق هسته ای را با عهدنامه ترکمانچای مقایسه کردم که این از بیخ و بن بوی پستی و رذالت میدهد..



من مثل همه مردم از این که ممکنه با برداشتن تحریم دردها کمتر شود خوشحال شدم..اما واقعا نمیدونم این خوشحالی در مرور زمان چه میشود؟؟ نه گفتم دلواپسم و نه گفتم همه چیز درست پیش رفته..حالا این وسط عده ای هر انتقادی و در دسته بندی های سیاسی قرار میدن..و من واقعا نفهمیدم پس تکلیف آزادی بیان که انقدر ازش دم میزنن چیست؟؟مگه همه کسانی که رای دادن ویا نظرشونو گفتن دکترای علوم سیاسی دارن..که به من گفتن شما که دلقکی نظرت اندازه بقال وسلمونی (که این عزیزان هم جزو شریف ترین اقشار این کشورن)ارزش داره نظر نده..



چطور ممکنه شادی مردم برای منی که راهم رو تو شادیشون انتخاب کردم برام مهم نباشه..نون به نرخ روز خور واژه سنگینیه دوستان..من با مفهومش به خدا قسم آشنا نیستم..که اگر بلد بودم وارد این بحث نمیشدم و با محافظه کاری سکوت میکردم..اما من عادت دارم حرف حق بزنم..گفتن این که آرزویم جامعه شناسی خوندنه که با آگاهی تصمیم بگیرم..آیا توهین است؟؟یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک وار و سخیف..



دلم شکست که سخن پاک منو با بی رحمی و بی ادبی به سمت خودشون برگردوندن..و شناس و ناشناس شدن منتقد و هتاک و فحاش..با اخلاق وارد شوید تورو به مقدساتتون..امثال من که سال ها برای خندیدن مردم کار کردیم نیازی به محکم کردن جای پامون تو صدا و سیما نداریم..جای پای ما محکمه..چون با صبر و آبرو و شرافت و تلاش و سختی های زیاد کار کردیم و زندگی و جای پامونو خدا محکم میکنه..و جالبه که موقع خیریه ها..انجمن ها..سفیر تعیین کردن ها..رضایت از خانواده مقتول گرفتن ها…به بیمارستان ها رفتن ها..ما فرهیخته ایم و اینجور وقتا که من میگویم مطالعه و آگاهی برای تصمیم درست میشم دلقک..



من به نوبه خودم از بقال ها. سلمونی ها..و سایر اقشار زحمتکش این مملکت عذرخواهی میکنم که لفظ دلقک بهشون نسبت داده شد..روز خبرنگار بر کسانی مبارک که جانشون رو برای مردمشون دادن..نه اون هایی که از فرط دریوزگی به تهمت زدن میپردازن که نون بهشون برسه و تیراژ روزنامشون بره بالا..یاعلی





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 106 ،
عکس های نا مناسب 20 دختر ایرانی در فیس بوک!!

مجموعه : مجله خبری روز

عکس های نا مناسب 20 دختر ایرانی در فیس بوک!!


جوانی که متهم است عکس‌های نامناسب 20 دختر جوان را در فیس‌بوک منتشر کرده، از سوی دادیار ویژه رسیدگی به جرایم رایانه‌ای تحت بازجویی قرار گرفت.

مدتی قبل با ردگیری دختری جوان که عکس وی در اینترنت منتشر شده بود، ماموران به عکس‌های بیشتری از وی در صفحه‌ی فیس‌بوک جوانی 25 ساله به نام شهرام دست یافتند و با بررسی موضوع به دستور قاضی "عبدالرضا طرزی" دادیار شعبه‌ی سوم دادسرای ویژه‌ی رسیدگی به جرایم رایانه‌ای متوجه شدند که عکس‌هایی از 20 دختر جوان در وضعیت‌های نامناسب در این صفحه منتشر شده است.

با احضار متهم به دادسرا و آغاز تحقیق از وی مشخص شد که این شخص آتلیه‌ای غیرمجاز در منزل خود تاسیس کرده و از دخترهای جوان در وضعیت‌های نامناسب و نیمه برهنه عکس‌برداری می‌کرده است.

شهرام با اعتراف به جرم ارتکابی مدعی شد که این افراد با اختیار خود به آتلیه آمده و عکس انداخته‌اند اما او یک نسخه از عکس این افراد را در صفحه‌ی فیس‌بوک خود منتشر کرده است.

دادیار ویژه‌ی رسیدگی به جرایم رایانه‌ای با بیان این‌که برای متهم قرار قانونی صادر شده است، گفت: متاسفانه برخی اشخاص و به ‌ویژه دختران جوان به مراکز غیرمجاز برای تهیه‌ی عکس مراجعه می‌کنند و بدون آن‌که تبعات آن را در نظر بگیرند، در وضعیت‌های نامناسب عکس می‌گیرند. وی افزود: در حال حاضر تحقیق از متهم برای کشف زوایای پنهان اقدامات وی ادامه دارد.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 104 ،
یک سری توضیحات درباره ی آهن

شنبه 11 دی‌ماه سال 1389 ساعت 10:54 ب.ظ


درباره ی تاریخچه ی آهن . . .

آهن و تاریخچه ی آن

بشر از دیر باز با آهن و فولاد و چدن که امروزه به عنوان پر مصرف ترین فلزات جهان می باشند آشنا بوده است استفاده از آلیاز های آهن در بناها حتی ب همیزان اندک و مجدود در بناهای قرون گذشته کمتر به چشم می خورد اما تنها از اوایل قرن هجدهم ب اپیشرفت صنعت استفاده از این فلز رو به فزونی گذاشته است در ابتدا از آهن برای کارهای کوچک همچون تزیینات و یا کلاف بندی بناهای سنگی استفاده می شد اما به علت عدم توسعه صنایع تصفیه آهن استفاده از این فلز محدود بود تا اینکه در اواسط قرن هجدهم در انگلستان قدم های شایان توجهی در بهبود و پیشرفت صنعت آهن برداشته شد و اولین بناهایی که از آهن در ساخت و ساز آنها استفاده شد در اواخر قرن هجدهم ساخته شدند و این آغاز فصل نوینی در صنعت ساختمان سازی بود نحوه تولید آهن و استفاده آن در ساختمان تولید آهن در واقع تشکیل شده است از یک سری عملیات وابسته به هم تا رسیدن به تولید نهایی که در این روند آهن خام تولید و سپس تبدیل به فولاد مذاب و این فولاد ریخته گری شد و به ورق و تسمه و یا پروفیل تبدیگ یا اینکه توسط نورد سرد رولهای ورق فولادی را به تسمه و پروفیل تبدیل می کنند همچنین از سرباره کوره ذوب آهن به عنوان موادی با ارزش برای تولید مصالح ساختمانی استفاده می شود که از آن جمله می توتن در تهیه سیمان مصالح عایق حرارتی مانند پشم سنگ را نام برد نقش کربی در آهن و انواع آن کربن موجود در آهن تاثیر بخوصوصی در ساختار مولکولی آهن گذاشته به نحوی که تغییر مقدار آن باعث می شود که اشکال مختلفی از آن به وجود بیاید و خواص فیزیکی متفاوتی داشته باشد برای شناخت بیشتر به بررسی انواع آن می پردازیم آهن نرم این نوع آهن که در آن 2/0 % کربن وجود دارد در قدیم برای وسایل و قسمتهایی که باید کشش زیادی را تحمل می کردند به کار می رفت این نوع آهن ها انعطاف پذیر بوده و به همین خاطر در کارهای تزئینی از آن استفاده می شود و به علت دمای ذوب بالا جوشکاری یا ریخته گری با آن امکان پذیر نیست





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 264 ،
وقتی شکست عشقی به جنون می‌کشد …

مجموعه : مطالب عاشقانه

وقتی شکست عشقی به جنون می‌کشد …


وقتی شکست عشقی به جنون می‌کشد …


«پسری با شنیدن جواب رد از دختر مورد علاقه‌اش، به روی او اسید پاشید»، «عاشق 24 ساله‌ای، رقیب عشقی خود را با ضربات چاقو کشت»، «دختری، نوعروس خواستگار سابقش را راهی بیمارستان کرد»، «پسری به خاطر انتقام، جان خانواده دختر را در یک تصادف ساختگی گرفت» و…

فقط کافی است صفحه حوادث روزنامه‌ها را ورق بزنید، تا یک یا چند مورد از این قصه‌های تلخ را بخوانید. قصه‌هایی که برایتان روایت می‌کند که چطور یک جوان عاشق از معشوقش انتقام گرفته است.

«نه شنیدن از معشوق» یکی از دردآورترین اتفاقاتی است که هر فردی می‌تواند آن را در زندگی تجربه کند، با شنیدن همین کلمه 2 حرفی است که زندگی برخی از افراد به هم می‌ریزد، اگر جوان تا دیروز فردی شاد و پرانرژی بود به ناگاه آدمی غمگین و آشفته می‌شود که حتی از انجام امور شخصی‌اش بازمی‌ماند، اگر متنفر از سیگار بود، حالا پاکت پشت پاکت دود می‌کند، بی‌حوصله و کم‌طاقت شده و زود از کوره درمی‌رود.

معمولا بعد از گذر از گیجی و انکار شکست و خشم ناشی از طرد شدن، فرد شکست‌خورده آرام‌آرام به این فکر می‌کند که «چرا من؟»، «مگر او از من بالاتر است؟»، «من چه کم داشتم که به من نه گفت…» ژ«شاید من ایرادی دارم؟»، «نکند پای کسی دیگر در میان باشد» و… آنقدر احساس تشویش و ناراحتی کرده که حتی ممکن است دست به خودکشی یا انتقام بزند، در حالی که این «نه»، به معنای رسیدن به آخر دنیا نیست. ولی چرا چنین می‌شود و جوانان ما تاب شنیدن «نه» را ندارند.

شکست‌خوردگان انتقامجو معمولا حس می‌کنند سهم‌شان را از زندگی یا طرف مقابلشان آن‌گونه که سزاوار بوده، دریافت نکرده‌اند، به همین دلیل ممکن است دست به انجام کارهایی بزنند که شاید تاکنون حتی فکرش را هم نمی‌کردند. در وهله اول، فرد شکست‌خورده، یا به بیان بهتر «نه» شنیده، چون حس می‌کند به‌خاطر ظاهر نازیبایش جواب رد شنیده، به خود حمله می‌کند و برای رفع عیب‌های ظاهری حتی خود را به دست تیغ جراحی می‌سپارد.

گاهی این افراد گمان می‌کنند به دلیل نداشتن تمکن مالی از کسی که دوستش دارند پاسخ مثبت نگرفته‌اند به همین دلیل حتی به دزدی و به دست آوردن پول حرام متوسل می‌شوند.

خلاصه آن‌که برای جبران نواقص‌شان به هر چیزی متوسل می‌شوند تا دیگر کسی نتواند به آنها نه بگوید؛ و در بدترین شرایط نیز احتمال دارد، فرد به قصد خیانت، شروع به دوستی با جنس مخالف کند، سپس بعد از وابسته کردن طرف، زیر همه چیز بزند و از این که توانسته ‌ انتقام جانانه‌ای بگیرد، احساس رضایت و شادمانی کند.

در برخی موارد نیز فرد شکست‌خورده با آزار و اذیت و حتی کشتن طرف مقابلش یا رقیبی که او را مغلوب کرده است، می‌خواهد به خود و دیگران به اشتباه ثابت کند که عاشق واقعی است و… در حالی که همه این کارها به‌خاطر این است که آنها نتوانسته‌اند به این سوال ذهن‌شان پاسخ بدهند که «چرا من باید شکست عشقی بخورم؟»

جنون عشق
انتقامجویی عاشقانه نوعی از جنون آنی در بشر است که عقل عاشق بنا بر زمینه‌های قبلی برای لحظه‌ای زایل شده و به بروز رفتارهای ددمنشانه، بی‌رحمانه و شومی منجر می‌شود که آسیب بر جسم و روان دیگری، کمترین پیامد مخرب آن است. در بیشتر موارد، موضوع یک رابطه عشقی یک‌طرفه است، اگر چه گاهی نیز انصراف یکی از طرفین از ادامه رابطه دوستی یا نامزدی باعث می‌شود فرد انصراف‌دهنده مورد غضب و انتقام‌جویی ناجوانمردانه طرف مقابل قرار گیرد.

شخصیت‌های رشد نایافته
در آسیب‌شناسی این پدیده، اشاره به ویژگی‌های شخصیتی این افراد، نکات بسیار مهمی را روشن می‌کند. این افراد معمولا خصلت‌های مشترکی با هم دارند؛ از نظر اخلاقی رشد نایافته‌اند، شخصیت‌های خام و ضعیف و ناپخته‌ای هستند که هرگز متکی به خود نبوده و اعتماد به نفس‌شان همیشه زیرسوال است، کوچک‌ترین طرد و شکستی را به معنای از دست دادن کل زندگی‌شان تعبیر می‌کنند. انعطاف‌ناپذیری، لجاجت، سلطه‌گری افراطی، خودخواهی و انحصارطلبی مزمن‌شان باعث می‌شود دنیا را همیشه مطابق میلشان بخواهند و هرگز ‌غیر از خودشان به کس دیگری فکر نکنند و چنین است که اگر روزی، روزگار به کامشان نباشد تاب کنار آمدن با ناکامی‌ها را نداشته همچون بچه‌ها لج می‌کنند و برای انتقام کودکانه در کمال قساوت و بی‌رحمی نقشه می‌کشند. اینان شخصیت طبیعی ندارند اگرچه برخی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت هستند و تعدادی از آنها نیز سابقه نسبتا طولانی از رفتارهای ضداجتماعی در پرونده زندگی‌شان ثبت شده است.

پرخاشگری
یکی از وجوه تیره و منفی شخصیت بشر پرخاشگری است، اگرچه عده‌ای توانسته‌اند با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و اخلاقی بر این خصلت هیجانی فائق آیند و خردمندانه و هشیارانه آن را در جهت مسیری سازنده و جامعه‌پسند کنترل کنند؛ اما هنوز افرادی هستند که هشیارانه مبادرت به رفتار پرخاشگرانه کرده و هیجان خشم خود را به اشکال مختلف به دیگران منتقل می‌کنند، زیرا انتقام‌گیری شخصی در صدر انگیزه‌های رفتار خشونت‌آمیز آنان قراردارد. معمولا جوان پرخاشگر باانگیزه و قصد قبلی، قربانی خود را مورد آماج رفتار خشونت‌آمیز خود قرار می‌دهد و با تکیه بر هیجانات رام‌نشده و بدون تفکر به عاقبت کاری که انجام می‌دهد، صرفا به‌خاطر کسب لذت لحظه‌ای دست به انتقام می‌زند، غافل از این‌که ممکن است تجربه این لذت موقت، زندگی و آینده‌اش را تباه و نابود سازد.

سختی‌های دوران کودکی
دوران کودکی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری عاطفه، محبت و دلبستگی در ذهن فرد دارد، یعنی از همان اولین‌باری که مادر فرزندش را در آغوش می‌گیرد، حس اعتماد و ایمنی در کودک ایجاد می‌شود. حال کودکی را در نظر بگیرید که مادرش را از دست بدهد یا به هر دلیلی از داشتن رابطه عمیق عاطفی با مادر محروم باشد، او نه‌تنها اعتمادی به دنیا نخواهد داشت بلکه آنجا را مکانی خواهد دید که همه چیزهای خوب را از او دریغ می‌کند. این احساس عدم امنیت در بزرگسالی فرد نیز ادامه می‌یابد و برای جبران این خلأ احساسی است که او به دنبال یک مادر جایگزین می‌گردد، در خلال یافتن این جایگزین است که احتمال دارد شکست‌های عشقی وحشتناک‌تر از جدایی از عشق اول (یعنی مادر) را تجربه کند. فرد با از دست دادن عشق دوم، که به نوعی یادآور فقدان مادر در دوران کودکی است، با اعتقاد راسخ بر این باور که دنیا جای وحشتناکی است و دومین مادر هم بی‌رحم است، برای گرفتن انتقام آماده می‌شود. این قضیه برای خانم ها، علاوه بر مادر، در مورد پدر نیز صادق است.

آستانه تحمل پایین
تغییر در شیوه‌های فرزندپروری یکی از دلایل موثر بر کاهش آستانه تحمل جوانان است. در نسل قدیم، افراد سریع وارد عرصه جوانی و بزرگسالی شده و برای پذیرش مسئولیت و برآوردن انتظارات خانواده آماده می‌شدند، این چنین وضعی باعث می‌شد فرزندان از کودکی بیاموزند خانواده صرفا منبع ارائه خدمات نیست، بلکه خدماتی را نیز باید دریافت کند، به واسطه همین تعهد بود که جوان دیروز تاب تحمل هر گونه مشکلی را داشت، اما امروزه اغلب خانواده‌ها وظیفه حمایت همه‌جانبه از فرزندانشان را برعهده گرفته و آنان را متعهد به انجام هیچ وظیفه‌ای نمی‌کنند.

بنابراین فرزندان امروز بدون آن‌که مسئولیتی قبول کنند یا چالشی را تجربه نمایند، یاد گرفته‌اند پرتوقع باشند و همیشه خواسته‌هایشان را مطالبه کنند. این الگوی غلط تربیتی و عادت کودکی باعث می‌شود فرد در سنین جوانی نتواند مسائل خود را در اجتماع حل و ارتباطاتش را بدرستی مدیریت کند.

تغییر در الگوهای زندگی دیگر عاملی است که باعث کاهش آستانه تحمل جوانان شده است. در گذشته کودکان با همبازی شدن با بچه‌های دیگر نکات مختلفی از زندگی اجتماعی را می‌آموختند و از این طریق قدرت تحمل، صبر، توانایی حل مساله در آنان پرورش و تقویت می‌شد، اما در حال حاضر کودکان در آپارتمان‌ها محصور شده‌اند و تک و تنها با پناه بردن به بازی‌های رایانه‌ای روزگار سپری می‌کنند. از سوی دیگر، چگونگی ارتباط عاطفی اعضای خانواده با یکدیگر، شیوه پاسخگویی و همراهی آنان به مشکلات و شکست‌های زندگی نیز در این امر بسیار دخیل است.

شکست‌خوردگان انتقامجو اغلب در گذشته از نظر عاطفی ضربه سنگینی خورده‌اند و چون توانایی حل مساله را نداشته‌اند، موضوع برایشان نوعی کینه و خشم انباشته‌شده‌ای ایجاد می‌کند که شکست عشقی دیگر، آنان را به فکر انتقام و تلافی وامی‌دارد. زمینه‌های دیگری چون عقده‌های دوران کودکی، نداشتن خانواده بسامان، خیانت یا طلاق و… نیز در این خصوص نقش مهمی دارند.

تعهد در دوستی‌های نامتعارف تا آشنایی‌های دوران نامزدی
متاسفانه امروزه تعهد در رابطه دوستی نقش بسیار کمرنگی دارد؛ اگرچه دختران و پسران با علم بر این مساله وارد یک رابطه دوستی می‌شوند، اما خواه یا ناخواه علاقه و صمیمیت طرفین باعث توقع و ایجاد شکل خفیفی از تعهد نسبت به یکدیگر می‌شود و وقتی همین تعهد رنگ باخته و از جانب یکی از طرفین زیر سوال می‌رود، ممکن است فرد مقابل با جریحه‌دار شدن عواطف و احساس قربانی بودن، بیش از هر فرد متعهدی به این مساله واکنش منفی نشان دهد. از سوی دیگر، اگرچه تعهد دوران نامزدی، غلظت بیشتری نسبت به دوستی دارد، اما هرگز به معنای تعهد محض نیست، چه بسا دختر و پسر در این دوران به سر می‌برند تا با آشنایی و شناخت بیشتر از یکدیگر برای ادامه یا خاتمه رابطه تصمیم بگیرند. به بیان دیگر، وقتی از تعهد در این دو نوع آشنایی صحبت می‌کنیم، باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که در بحث تعهد، بررسی آن روی یک تعهد ضعیف، متوسط و قوی معنادار بوده و صد البته لازم است جوانان با توجه به آن، ارتباطات خود را تنظیم کرده و برای عبور یا عدم عبوراز خط قرمزها تعیین تکلیف کنند.

«نه گفتن» و «نه شنیدن» را باید بیاموزیم
قدرت نه گفتن، یکی از ملزومات زندگی اجتماعی بشر است، قدرتی که بسیاری از ما فاقد آنیم. ما معمولا هیچ وقت حرف دلمان را نمی‌زنیم، مبهم سخن می‌گوییم و در جملاتمان، کلمات را آن‌طور که شایسته و بایسته است به کار نمی‌گیریم. مثلا جالب است بدانید کلمات «نه»، «شاید» و «بله» در هر زمان و موقعیتی، معنای متفاوتی دارد و گاه حتی به دلایلی به جای هم نیز استفاده می‌شود. مثلا، در شب اول مراسم خواستگاری، محال است شما جواب بله خانواده دختر را بشنوید حتی اگر داماد مورد پسند باشد، بی‌شک و بنابر مصلحت‌هایی با صحبت‌هایی مواجه خواهید شد که بیشتر در جهت دودلی و تردید یا جواب منفی و نه گفتن است؛ ابتدا‌ بله نمی‌شنوی چون نه یعنی شاید و شاید یعنی بله.

روان‌شناسان دلایل عمده‌ای را برای ناتوانی در بیان «نه» برمی‌شمرند که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: احساس نیاز در یاری رساندن به دیگران، جلب رضایت اطرافیان، سازگاری، ترس از هتک حرمت، ترس از دعوا و درگیری، ترس از دست رفتن فرصت، نگرانی از خراب شدن پل‌های پشت سر و…

بر این اساس، ما هیچ گاه جرات نه گفتن به اطرافیان را پیدا نمی‌کنیم چون این ویژگی در درونمان نهادینه شده و ضمنا می‌دانیم اولا تحمل شنیدن آن نیست، ثانیا یاد گرفته‌ایم هیچ «نه» گفتنی را جدی نگیریم و به هر طریقی شده با گریه و زاری، التماس و لجبازی و سماجت بسیار «نه» را به «بله» تغییر دهیم.

توانایی «نه گفتن» و «نه شنیدن»، از جمله مهارت‌های اجتماعی است که باید آنها را آموخت؛ زیرا افراد فاقد این مهارت‌ها، در صحنه اجتماعی دنیای امروز بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود. بهترین زمان برای یادگیری این مهارت‌ها دوران کودکی است.

3 تا 4 سالگی، زمانی است که کودک به دنبال کسب استقلال است و می‌توان با فراهم آوردن زمینه اعتماد به نفس، آرام آرام این مهارت‌ها را در او شکل داد. فراموش نکنید مهارت «نه» گفتن و «نه» شنیدن باید از کودکی در فرد نهادینه و تقویت شود تا در بزرگسالی بتواند در شرایط سخت بار منفی روانی حوادث تلخ را تحمل کند.

شوخی با عشق ممنوع
متاسفانه در سال‌های اخیر، برخی باورهای به ظاهر روشنفکرانه اما در باطن کاملا نادرست و عوامانه، به عنوان اصول زندگی صحیح و عاقلانه در ذهن جوانان جا گرفته است. فارغ از چگونگی شکل‌گیری این ذهنیت‌ها، باید بگوییم چیزی که اشتباه است، همیشه اشتباه است و این که چه دلایل قبلی باعث آن شده، چیزی از اشتباه بودن آن کم نمی‌کند.

برخی از جوانان با بیان مقدمه‌ای چون «پس از آشنایی بیشتر می‌توانم به تو متعهدتر شوم»، «اگر همدیگر را خوب بشناسیم، مصمم‌تر به ازدواج می‌شوم»، و… وارد رابطه با جنس مخالف می‌شوند و ارتباطشان را آنقدر پیش می‌برند که بالاخره طرف مقابلشان را وابسته به خود می‌کنند و دقیقا همزمان با تبلور عشق در دیگری است که ساز ناسازگاری می‌نوازند و با استناد به دلایلی که شاید از همان ابتدای شروع رابطه نسبت به آنها نیز مطلع بودند، ختم رابطه را اعلام می‌کنند و با بهانه‌هایی چون «من هنوز به تو متعهد نیستم»، «تا به امروز با هم بودیم ولی از این پس راهمان جداست» و… مسئولیت عاشق کردن دیگران را از سرشان باز می‌کنند و دیگری را در غم عشق رها کرده و برای همیشه می‌روند؛ این در حالی است که همه ما در قبال کسانی که آنها را به خود وابسته کرده‌ایم، مسئولیم!

از دیگر گزاره‌های اشتباه در ذهن جوانان، راهبرد «در آب نمک خواباندن» فرد مقابل است. گاهی دختران و پسران، وقتی با موردی برای ازدواج مواجه می‌شوند، چون نمی‌توانند او را خوب سبک و سنگین کرده و تصمیم قطعی‌شان را برای بله یا نه گفتن بیان کنند، سعی می‌کنند با امروز و فردا کردن، جواب را به تعویق بیندازند، اگر چه این رفتار طبیعی است، اما طولانی کردن آن حس ناخوشایندی به طرف مقابل القا می‌کند، جالب‌تر آن که برخی، حتی وقتی نتیجه قطعی‌شان نه گفتن است، باز نمی‌توانند تصمیمشان را صریح و شفاف به طرف مقابل اعلام نمایند چون با خود فکر می‌کنند اگر این مورد را از دست بدهند، شاید دیگر نتوانند فرد مناسب و بهتری پیدا کنند و ناعادلانه‌تر آن که ممکن است رابطه را تا پیدا کردن جایگزینی بهتر ادامه دهند.

گاهی همین رفتارهای ناپخته و خودخواهانه باعث می‌شود فرد احساس کند از سوی فرد مقابلش مورد سوء‌استفاده قرار گرفته و به دلیل ظلم و نامهربانی که بر او روا شده، درصدد تلافی و انتقام برآید.


به زور عاشق کردن دیگران نه معقول است و نه ممکن


جواب منفی به معنای غرور نیست
برخی از جوانان، جواب منفی فرد مقابلشان را به پای غرور او می‌نویسند و او را فرد مغرور و خودپسندی می‌پندارند که از دماغ فیل افتاده است. اما براستی آیا واقعا فردی که جواب منفی می‌دهد، مغرور است؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است قضیه را از جهت مخالف آن بنگریم، اگر شما حق انتخاب و عاشق شدن دارید، اگر حق رد کردن و قبول کردن دارید، چرا این حق را به فرد مورد نظرتان نمی‌دهید، آیا او چون شما حق انتخاب ندارد؟ مگر نه غرور آن است که ما بی‌تفاوت به نظر دیگران، فقط به دنبال آرمان‌ها و معیارهای خود باشیم؛ حال خود قضاوت کنید شما مغرورید یا معشوق‌‌تان؟! برای وصال به محبوبتان تلاش کنید، اما هرگز نخواهید او را به زور عاشق خود نمایید. چون به زور عاشق کردن دیگران نه معقول است و نه ممکن اما به زور فراموش کردن عشق، هم معقول است و هم ممکن!

در عشق یکطرفه، وفاداری مفهومی ندارد
ارزشمندی عشق یک‌طرفه در قابلیت آن برای دوطرفه شدن است، اما اگر دوطرفه نشود، باید فراموش شود؛ فراموشی عشق در چنین حالتی هرگز به معنای عدم وفاداری یا سستی در عشق نیست، چون به عشقی باید وفادار بود که دوطرفه باشد. یادتان باشد معشوق اول هیچ برتری به معشوق دوم ندارد، هرگز تصور نکنید اولین عشق برایتان بهتر بوده است، چون عشقی عالی است که بتوانید با او مفهوم عشق متقابل را درک کنید. اگر امروز با رجوع به عقل و منطق‌تان نتوانید واقعیت‌های زندگی را با اختیار بپذیرید، تردیدی نداشته باشید که فردا، واقعیت‌ها در حالی به شما تحمیل خواهد شد که شاید دیگر قدرت نپذیرفتنشان را نداشته باشید.

به قضاوت بنشینید
گرچه شاید بتوانید با دلایل متعددی، معشوقتان را متهم و مسبب اصلی به هم خوردن رابطه‌تان بدانید، اما بی‌شک هیچ‌گاه نمی‌توانید خودتان را فریب دهید و به خود دروغ بگویید. به جای آن که همه تقصیرها را به گردن دیگران بیندازید، بهتر است در خلوتی بنشینید و تفکر کنید سهم‌تان در این اتفاق چه بوده است؟ کدام ویژگی شخصیتی و اخلاقی‌تان باعث جدایی و شکست عاطفی شده است؟ برای ادامه این رابطه چقدر تلاش کرده‌ا ید؟ چه روش‌های مساعد یا نامساعدی به کار گرفته‌اید؟ اگر دوست دارید رابطه را از سر برگیرید، دلایل منطقی‌تان چیست؟ و…

پاسخ به این پرسش‌ها قطعا مستلزم صداقتی بیرحمانه با خود است. نهراسید اگر بخواهید می‌توانید جرات مواجهه با این موضوع را داشته باشید، فقط کافی است بخواهید.

منطقی فکر کنید
جلسات خواستگاری یا دوران نامزدی برای شناخت هرچه بیشتر دختر و پسر و همچنین دو خانواده از یکدیگر است و این کاملا طبیعی است که در روند آشنایی، دو نفر با توجه به شناختی که از هم به دست می‌آورند، متوجه شوند هم‌کفو هستند یا خیر، بنابراین پس از ارزیابی و مشخص شدن نبود تفاهم، لازم است یکی از طرفین به دیگری جواب منفی دهد و اعلان هم‌کفو نبودن کند. قطعا شما یا فرد مورد علاقه‌تان به‌ دلایل مشخصی به این نتیجه رسیده‌اید که نمی‌توانید با یکدیگر ازدواج کنید. دلایل هرچه باشد قطعا برای یکی از طرفین مهم بوده است. گرچه ناراحت از جدایی هستید و این وضع طبیعی است، اما شما با یک تمرین ساده می‌توانید خود را به این امر متقاعد کنید که خود یا طرف مقابل‌تان حق داشته‌اید ‌و نباید بیش از این خود را برای ادامه و یا به هم خوردن رابطه به زحمت بیندازید.

به دور از احساسات و هیجانات به صورتی کاملا منطقی، خصوصیات و انتظارات نامزد سابق‌تان را فهرست کنید. حال خود را در وضعی تجسم کنید که با او ازدواج کرده‌اید و زیر یک سقف رفته‌اید؛ اینک با خصوصیات شخصیتی و اخلاقی همسرتان چگونه رفتار می‌کنید؟ آیا می‌توانید توقعات و انتظارات او را برآورده کنید؟ آیا توان مقابله و انطباق با برخی خصایص منفی او را دارید؟ آیا هم‌اکنون دوست داشتید با او ازدواج کنید یا ترجیح می‌دادید وارد زندگی نشوید؟ هیچ فکر کرده‌اید اگر نتوانید سازگار شوید چه باید کنید؟ و… اگر پاسخ‌هایتان چندان مناسب نباشد قطعا شما هم چون ما، خواهید گفت جدایی امروز بسیار خوشایندتر از فرداست. این تمرین در مورد فرد مقابل‌تان هم مصداق دارد شاید او هم، این‌چنین اندیشیده و به این تصمیم رسیده است که نمی‌تواند با شما زندگی مشترکی داشته باشد. به دیگر سخن بهتر است تا دیر نشده، بپذیرید تحمل ناراحتی «نه» شنیدن، بسیار راحت‌تر از تحمل دشواری‌های یک ازدواج ناموفق است.

با افکار منفی‌تان مبارزه کنید
درست است دل شکسته و ناراحت هستید، اما هرگز اجازه ندارید این مساله کوچک را به بحرانی شدید و حل نشدنی تبدیل کنید. شکست عشقی باعث هجوم افکار منفی به ذهنتان می‌شود، از ظاهر خود گرفته تا شرایط زندگی و خانوادگی‌تان را زیر سوال خواهید برد، همه اینها طبیعی است، اما این شمایید که می‌توانید با توسل به اراده قوی، سد راه افکار و باورهای اشتباه شوید و با آنها مبارزه کنید. اگر بتوانید باورهای غیرمنطقی‌تان را اصلاح کنید، خیلی راحت‌تر می‌توانید با جواب‌های منفی کنار بیایید؛ مثلا به جای این که بگویید: «حتما عیب بزرگی دارم که جواب منفی گرفتم»، «هیچ کس حاضر به زندگی با من نیست» و… می‌توانید به خود بگویید: «من معیارهای این فرد خاص را نداشتم»، «من می‌توانم با کسی بهتر از ایشان ازدواج کنم» و…

افسردگی‌تان را مدیریت کنید
افسردگی، احساس یاس و ناامیدی پس از شکست‌های عاطفی، نه‌تنها طبیعی است؛ بلکه گاهی بسیار مفید و سازنده است، گرچه برای بعضی‌ها هم بهانه‌ای می‌شود تا روح و جسم‌شان را در هر منجلابی فرو ببرند؛ البته حق انتخاب با شماست. سلامت زندگی هر فردی با انتخاب‌های خوب و بدش رقم می‌خورد، هرچند هر انتخابی نیز هزینه‌های خاص خود را دارد. از سر خشم و عصبانیت و گاهی حس انتقام نباید به سیم آخر بزنید و هر کاری را که قبل‌ترها شایسته خود نمی‌دانستید انجام دهید، با دادزدن، فحاشی، تهدیدکردن، مزاحمت‌های بی‌امان و.. راه به جایی نخواهید برد، فقط آخرین سرمایه‌های وجود خود را به باد می‌دهید و حرمت خود را زیر سوال می‌برید.

به جای حرکت بر مدار خشم و هیجانات منفی، سعی کنید شکست‌تان را فرصتی برای خودشناسی بدانید و با اعتماد به خود دوباره به پا خیزید، انرژی‌های منفی درونتان را بیرون بریزید و این بار با شیوه‌ای جدید راجع به خود و زندگی‌تان تفکر کنید تا اگر لازم است به دنبال تغییرات جدی در روش زندگی تان باشید، بی‌تردید این چنین است به بعضی‌ها هم می‌توانید نشان دهید که چه گوهر باارزشی را از دست داده‌اند.

با فکر انتقام مقابله کنید
شکست خورده‌اید؟ درست اما این چه کاری است که می‌خواهید شکست‌تان را با شکست دیگری جبران کنید. چرا حاضرید دوباره بدبخت شوید تا به نامزد سابق‌تان بفهمانید خیلی قوی هستید و هر کاری می‌توانید انجام دهید ولو این که به ضررتان باشد. واقعا این کینه چیست که به خاطر آن می‌خواهید خود را تا مرز پوچی و نیستی بکشانید!

انتقام کار ابلهان است. به جای این کار، می‌توانید خودسازی کنید و خودتان را رشد دهید، بی‌شک آن وقت است که بقیه حساب کار خود را می‌کنند. نه شما فرشته بوده‌اید نه نامزد سابق‌تان، پس این از خردمندی شماست که با عبرت از تجربه‌های تلخ، برای انتخابی دقیق‌تر قدم بردارید.

مواظب غرورش باشید
شما حق ندارید فرد مقابل‌تان را به دلیل علاقه‌ای که به شما دارد، مورد تحقیر و سرزنش قرار دهید یا برای رد کردنش، به او حمله و توهین کنید. خیلی محترمانه و قاطعانه جواب منفی‌تان را بدهید، در صورت سماجت بسیار، جریان ارتباط را قطع کنید و تا جایی که می‌توانید از او فاصله بگیرید. کش دادن رابطه باعث می‌شود فرد مقابل‌تان ماجرا را تمام نشده قلمداد کند و به عاقبت خوش آن بیش از قبل امیدوار شود.

بگذارید از احساسش حرف بزند
حق مسلم شماست با فردی زیر یک سقف بروید که او را شایسته همسری بدانید و علاقه فرد دیگری به شما نمی‌تواند مانع این حق شما شود. اگر کاری نکرده‌اید که به او آسیبی برسد، پس نگران چیزی نباشید. هر کسی مسئول احساسات خویش است اما باید آن‌قدر منطقی باشید که اجازه دهید او هم بتواند با این موضوع کنار بیاید. متکلم وحده نباشید، اجازه حرف زدن به او هم بدهید. هرگز حرفش را قطع نکنید یا با لحنی تند و شتاب‌زده پاسخگوی پرسش‌هایش نباشید. او به عنوان یک خواهان حق دارد برای رسیدن به شما، تمام تلاشش را بکند پس به او این فرصت را بدهید تا خودش را تخلیه کند اما در تمامی این مراحل، حواستان باشد اگر همه جوانب را سنجیده‌اید، روی موضع خودتان پافشاری کنید.

گاهی مشاوره لازم است
اگر خواستگار یا نامزدتان پایان رابطه را نپذیرفت و همچنان برای ادامه رابطه، اصرار و سماجت بسیاری داشت، بهتر است برای مجاب کردن ایشان، روشی دیگر را امتحان کنید. می‌توانید حل این مشکل را به علم روان‌شناسی بسپارید. مشاوره پیش از ازدواج و شرکت در جلسات مشاوره را مطرح کنید و به او یادآور شوید جواب قطعی شما مبتنی بر نتایج این جلسات است، چه بسا کمک‌های تخصصی یک متخصص بتواند او را در کنترل و شناخت احساساتش یاری برساند. البته یادتان باشد هرگز به او نگویید برای قانع کردنش لازم است با یک روان‌شناس مشورت کنید، بی‌تردید با نظر مخالف و احیانا جبهه‌گیری‌های او مواجه خواهید شد.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 117 ،

ضربه فنی عروس 50 کیلویی توسط داماد 200 کیلویی (عکس)

مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

ضربه فنی عروس 50 کیلویی توسط داماد 200 کیلویی (عکس)


به گزارش ایران ناز: داماد 200 کیلویی اهل لانگ ایلند نیویورک در اولین تلاش خود در شب زفاف نامزد 50 کیلویی خود را ضربه فنی نمود.داماد سنگین وزن که نتوانست هیجانات خود را کنترل نماید در شب زفاف سر خانمش را به دیوار کوبید و سپس با بدن بی حال خانمش روبرو شد.



ضربه فنی عروس 50 کیلویی توسط داماد 200 کیلویی (عکس)


آقای گرگ کاسانوا می گوید خانمم را دیدم بی حال افتاده به او گفتم “جنی چرا ساکت شدی؟دیدم چیزی نمی گوید.با خودم احساس نمودم او را به قتل رسانده ام.سریعا او را به بیمارستان رساندم.



پزشکان پس از معالجه خانم جنی اظهار داشتند هیجانات و سنگینی وزن داماد موجب ضربه خوردن سر خانم به دیوار شده و بیهوش شده است.

ضربه فنی عروس 50 کیلویی توسط داماد 200 کیلویی (عکس)







برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 108 ،


کشف ارتباط اندازه انگشتان زنان با انتخاب شغل

مجموعه: نوآوری و کشفیات علمی




کشف ارتباط اندازه انگشتان زنان با انتخاب شغل
نتایج یک پژوهش جدید نشان داد که انتخاب شغلی زنان با اندازه انگشتان آن‌ها مرتبط است.

محققان دانشگاه ملی تحقیقات در روسیه دریافتند، زنانی که انگشت اشاره آن‌ها از انگشت حلقه‌شان کوتاه‌تر است، بیشتر احتمال دارد که یک شغل سنتی مردانه مانند وکالت یا مدیریت صنعتی را انتخاب کنند. همچنین زنان دارای انگشت اشاره بلندتر ممکن است در کارهای زنانه‌تری مانند پرستاری یا معلم کودکان ابتدایی مشغول شوند.
نسبت انگشت که نسبت انگشت چهارم به انگشت دوم نامیده می‌شود، با میزان هورمون مردانه تستوسترون که جنین در رحم با آن مواجه است، مرتبط است؛ زنان با نسبت انگشت کوتاهتر بیش از افراد با نسبت انگشت بلندتر در معرض تستوسترون قرار دارند.


محققان در این پژوهش به بررسی داده‌های 1500 مرد و زن پرداختند که انگشتان آن‌ها با استفاده از کولیس دیجیتال اندازه‌گیری شده بود. آن‌ها دریافتند که تفاوت چشمگیر در اختلاف نسبت انگشتان تنها در زنان و بیشتر در دست چپ آن‌ها مشاهده می‌شود.
به گفته محققان، پیش از این مشخص شده بود زنانی که در دوره جنینی در معرض سطوح بالای تستوسترون قرار داشتند، اعتماد‌ به نفس، پرخاشگری و خطرپذیری بالاتری دارند؛ اما تاکنون تاثیر آن برای انتخاب شغل نامشخص باقی مانده بود.

پژوهش محققان دانشگاه آکسفورد نشان داد که نسبت انگشتان می‌تواند به پیش‌بینی وفاداری افراد کمک کند؛ بر این اساس، افرادی که اندازه انگشت حلقه آن‌ها مشابه انگشت اشاره باشد، وفادارتر از افراد دارای انگشت حلقه بلندتر هستند.
نتایج این پژوهش در مجله Personality and Individual Differences منتشر شده است.
منبع : isna.ir




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 99 ،


میزی که خانه را گرم می‌کند/عکس

مجموعه: نوآوری و کشفیات علمی




میز Zero Energy دمای اتاق را نزدیک به ثابت نگه می‌دارد

میز Zero Energy که خانه را گرم می‌کند/عکس

دو طراح فرانسوی یک میز را طراحی کرده‌اند که گرما را گرفته و آزاد می‌سازد. میز Zero Energy Furniture به هیچ وجه از برق استفاده نکرده، بلکه در عوض موم زیر سطح آن در اثر گرم شدن هوا آب شده و گرما را جذب می‌کند. این موم سپس در زمان سرما محکم شده و گرما را آزاد می‌کند.

این کار باعث ثابت ماندن دمای اتاق و کاهش 60 درصدی هزینه‌های انرژی می‌شود. میز Zero Energy توسط ژان سباستین لاگرانژ و رافائل مینارد ساخته شده است. به گفته آن‌ها، این میز می‌تواند مسائل آب و هوا و انرژی را در مقیاس لوازم خانگی بجای مقیاس ساختمانی مورد خطاب قرار دهد. در زیر سطح میز Zero Energy، ردیف‌هایی از آلومینیوم چین‌دار قرار دارد که از یک ماده تغییردهنده فاز که نوعی موم است، پشتیبانی می‌کند.

در زیر سطح میز Zero Energy، ردیف‌هایی از آلومینیوم چین‌دار قرار دارد

زمانی که دمای اتاق به 22 درجه سانتیگراد برسد، موم آب شده و با جذب گرمای محیط، دما را کاهش می‌دهد. سپس با کاهش دما، این موم محک شده و با برگرداندن دما با اتاق، محیط را مجددا گرم می‌کند. در این حالت میز Zero Energy مانند یک اسفنج حرارتی، دمای اتاق را نزدیک به ثابت نگه می‌دارد.


به گفته طراحان میز Zero Energy، این میز بیشتر برای اتاقهایی با دمای نوسان‌دار مانند اتاق ملاقات که تا 15 نفر در آن جا می‌گیرند، مناسب است. زمانی که دمای هوا در جلسه گرم می‌شود، میز می‌تواند گرمای اضافی از بدنهای درون اتاق را گرفته و پس از خالی شدن اتاق، آن را بازگرداند. طراحان میز Zero Energy اکنون قصد دارند سایر محصولات با قابلیت صرفه‌جویی در انرژی را مانند لامپهایی که می‌توانند گرما را ضبط و آزاد کنند، تولید کنند.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 105 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2638
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 3
  • بازدید این هفته : 10
  • بازدید این ماه : 78
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه